موضوعات
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
گنجینه ی ادب پارسی خانه ای به مساحت قلبم و می دهم آن را به کسی که تمام زندگی من است . کسی که وابسته است تک تک ثانیه های زندگی من به او و هستم هر لحظه را مدیون او . بهترین کسی که می تواند داشته باشد هر کس . بهترین هدیه ای که می تواند بدهد خداوند به هر کس . بهترین یار و غمخوار هر کس ، غمخوار به ژرفای واقعی کلمه .
با من بود از زمانی که بودم . من نبودم و او بود . قلبم شروع کرد ضربانش را با ضربان قلب او و آرام می شوم هر لحظه ، با صدای ضربان قلب او .
امّا اگر بتوانم او را در آغوش کشم ! نمی توانم ! به همین دلیل است که می خواهم باز بازگردم به گذشته .
والاست آنچنان مقامش که نیستم حاضر حتّی بیاورم نام مقدسش را به روی این کاغذ چرکین .
دوستم دارد حتّی در لحظاتی که اظهار میکند مرا دوست ندارد به این دلیل که تکه ای از اویم تکه ای ناسپاس و قدر نشناس .
کاش ! ای کاش می توانستم جبران کنم زحماتش را . کاش حتی اندکی از لطفهایش را می توانستم جبران کنم .
بمانند غلامی تا آخر عمر اگر باشم در خدمتش باز هم در مقابل لطفی که به من کرده است بسیار بسیار کم است . این است لطفش که کرده است هدیه به من این زندگی زیبا را . همین یک برای من همه چیز است چون همه چیز هر کس زندگی اوست . براستی که بهشت زیر پای اوست .
بهمن خسروجردی نظرات شما عزیزان: شنبه 13 اسفند 1390برچسب:, :: 18:31 :: نويسنده : بهمن خسروجردی
![]() ![]() |